لیندسی گراهام، سناتور تندروی آمریکایی و از معماران اصلی تحریم‌های فلج‌کننده علیه اقتصاد ایران، در سن ۷۱ سالگی به پایان خط رسید. در حالی که گراهام همواره بر طبل تشدید فشارهای اقتصادی علیه تهران می‌کوبید، شب گذشته به طور ناگهانی درگذشت تا پرونده یکی از سرسخت‌ترین دشمنان جمهوری اسلامی در سنای آمریکا برای همیشه بسته شود

به گزارش اقتصادآنلاین، لیندسی گراهام، سناتور باسابقه جمهوری‌خواه آمریکا که به مواضع ضدایرانی و حمایت از سیاست فشار حداکثری علیه تهران شهرت داشت، در ۷۱ سالگی درگذشت. او بیش از دو دهه نماینده ایالت کارولینای جنوبی در مجلس سنای آمریکا بود و از چهره‌های تأثیرگذار حزب جمهوری‌خواه به شمار می‌رفت. در ادامه، نگاهی به زندگی، سوابق، مواضع سیاسی و علت درگذشت لیندسی گراهام خواهیم داشت.

لیندسی گراهام کیست؟

لیندسی اولین گراهام (Lindsey Olin Graham) در ۹ ژوئیه ۱۹۵۵ در شهر کوچک سنترل واقع در ایالت کارولینای جنوبی در خانواده‌ای از طبقه کارگر به دنیا آمد. والدین او صاحبان یک رستوران و کافه کوچک بودند. زندگی گراهام در دوران جوانی با تراژدی‌های سنگینی گره خورد؛ او در ۲۱ سالگی مادرش را بر اثر ابتلا به بیماری لنفوم هوچکین از دست داد و تنها ۱۵ ماه بعد، با مرگ پدرش، کاملاً یتیم شد.
این حوادث تلخ او را در سنین جوانی در جایگاه سرپرست خانواده قرار داد. گراهام مجبور شد همزمان با مدیریت بحران‌های روحی، سرپرستی خواهر ۱۳ ساله‌اش را بر عهده بگیرد و با کار و تلاش مضاعف، تحصیلات خود را پیش ببرد. او لیسانس خود را در رشته روان‌شناسی دریافت کرد و سپس با ورود به دانشکده حقوق دانشگاه کارولینای جنوبی، پایه‌های مسیر شغلی و سیاسی آینده خود را بنا نهاد.

سوابق شغلی لیندسی گراهام

کارنامه حرفه‌ای گراهام را نمی‌توان بدون اشاره به سوابق پررنگ نظامی او تحلیل کرد؛ تجربه‌ای که بعدها شالوده تفکرات جنگ‌طلبانه او در سیاست خارجی آمریکا را شکل داد. او در سال ۱۹۸۲ و بلافاصله پس از فارغ‌التحصیلی از دانشکده حقوق، به سپاه قضایی نیروی هوایی ایالات متحده (JAG Corps) پیوست. فعالیت به عنوان وکیل نظامی، دادستان و مشاور حقوقی، او را با ساختار پیچیده ارتش آمریکا آشنا کرد. خدمت در پایگاه هوایی راین-ماین آلمان و حضور در مأموریت‌های حساس در عراق و افغانستان، از او یک استراتژیست نظامی ساخت. گراهام پس از ۳۳ سال خدمت مستمر، سرانجام در سال ۲۰۱۵ با درجه سرهنگی از ارتش بازنشسته شد.
مسیر سیاسی او نیز با سرعتی چشمگیر طی شد. او پس از یک دوره کوتاه حضور در مجلس نمایندگان ایالتی (۱۹۹۳ تا ۱۹۹۵)، همزمان با موج پیروزی جمهوری‌خواهان در سال ۱۹۹۴ به مجلس نمایندگان آمریکا راه یافت. نقطه عطف زندگی سیاسی او در سال ۲۰۰۲ رقم خورد؛ زمانی که توانست به عنوان جانشین «استروم تورموند» (سناتور افسانه‌ای و باسابقه آمریکا)، کرسی سنای کارولینای جنوبی را تصاحب کند. گراهام از سال ۲۰۰۳ تا روز درگذشتش (۲۰۲۶) این کرسی را مقتدرانه حفظ کرد. او همچنین در فاصله سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ به عنوان رئیس کمیته قدرتمند قضایی سنا، نقش کلیدی در تایید قضات محافظه‌کار دیوان عالی آمریکا ایفا کرد.

مواضع سیاسی لیندسی گراهام درباره ایران

در سپهر سیاست خارجی آمریکا، لیندسی گراهام یکی از تندروترین چهره‌های ضدایرانی و از رهبران جریان موسوم به «بازها» یا «شاهین‌ها» (Hawks) بود. او اعتقادی به دیپلماسی در قبال تهران نداشت و همواره یکی از سرسخت‌ترین مخالفان توافق هسته‌ای (برجام) بود. گراهام نقش مهمی در تشویق دولت ترامپ برای خروج از برجام در سال ۲۰۱۸ ایفا کرد و پس از آن، به یکی از طراحان و مدافعان اصلی کارزار «فشار حداکثری» تبدیل شد؛ سیاستی که هدفش به صفر رساندن صادرات نفت ایران و فلج کردن اقتصاد کشور بود.
گراهام در معادلات خاورمیانه نیز رویکردی کاملاً تهاجمی داشت. او معتقد بود آمریکا باید پایگاه‌های نظامی خود را در عراق و سوریه گسترش دهد تا مانع از نفوذ منطقه‌ای ایران شود. در ارتباط با اسرائیل، او فراتر از یک حامی، بلکه یک «متحد استراتژیک و بی‌چون‌وچرا» بود. در جریان جنگ غزه، گراهام با صراحت از بمباران‌های گسترده دفاع کرد و بارها از دولت بایدن خواست تا بدون هیچ خط قرمزی، مرگبارترین تسلیحات را در اختیار تل‌آویو قرار دهد.
از منظر سیاست داخلی نیز، چرخش‌های سیاسی او همواره سوژه رسانه‌ها بود. او که در رقابت‌های درون‌حزبی سال ۲۰۱۶ ترامپ را «فردی نامناسب برای ریاست‌جمهوری» می‌خواند، پس از پیروزی ترامپ تغییر رویه داد و در طول دوران ریاست‌جمهوری او، به یکی از وفادارترین یاران و مشاوران غیررسمی ترامپ در سنا تبدیل شد.

حاشیه‌سازترین اظهارات لیندسی گراهام درباره مردم ایران

رویکرد گراهام در قبال ایران، تنها به تقابل با سیستم سیاسی محدود نمی‌شد؛ ترکش‌های سیاست‌ها و حتی ادبیات او مستقیماً مردم عادی ایران را هدف قرار می‌داد. او در سال‌های متمادی فعالیتش، بارها با اظهارات تند و گاه تمسخرآمیز خود احساسات جامعه ایرانی را جریحه‌دار کرد. در یکی از ویدئوهای جنجالی که بازتاب وسیعی در رسانه‌های اجتماعی داشت، او با لحنی کنایه‌آمیز درباره شرایط زندگی مردم ایران اظهارنظر کرد؛ ویدئویی که موجی از خشم و انزجار را در میان کاربران ایرانی در پی داشت.
اصرار گراهام بر اعمال تحریم‌های کور و همه‌جانبه که دسترسی مردم ایران به نیازهای اولیه اقتصادی و حتی درمانی را دشوار می‌کرد، نشان می‌داد که سیاست‌های او تفاوتی میان دولت و ملت قائل نیست. مجموعه این رفتارها، مواضع و اظهارنظرهای مداخله‌جویانه باعث شد تا نام لیندسی گراهام در تاریخ سیاسی ایران، به عنوان نماد بارز «دشمنی، جنگ‌طلبی و سیاست‌های ضدبشری» ثبت شود؛ سناتوری که در نهایت بدون تحقق رویای تسلیم شدن ایران، صحنه سیاست را برای همیشه ترک کرد.

علت فوت لیندسی گراهام

مرگ این سناتور کهنه‌کار در هاله‌ای از ابهام و سکوت خبری رخ داد. شامگاه ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۶، دفتر مطبوعاتی گراهام با انتشار بیانیه‌ای بسیار کوتاه در شبکه اجتماعی «ایکس» (توییتر سابق)، از درگذشت او در سن ۷۱ سالگی خبر داد. در این بیانیه، علت مرگ تنها یک «بیماری ناگهانی» توصیف شد و هیچ توضیح پزشکی یا جزئیات اضافه‌ای در اختیار افکار عمومی قرار نگرفت.
اما این پایان ماجرا نبود. دقایقی پس از انتشار این بیانیه، خبرنگاران شبکه خبری NBC با رصد مکالمات بی‌سیم پلیس کپیتال هیل، پرده از جزئیات ملتهب آن شب برداشتند. طبق این گزارش‌ها، مرکز فوریت‌های پزشکی تماسی اضطراری مبنی بر وقوع «ایست قلبی» در منزل گراهام دریافت کرده بود. حضور سراسیمه چندین آمبولانس، ماشین‌های آتش‌نشانی و خودروهای پلیس در مقابل اقامتگاه وی در واشنگتن و انتقال فردی با برانکارد، نشان از وخامت ناگهانی حال او داشت. با وجود این افشاگری‌ها، تیم رسانه‌ای گراهام و مقامات رسمی سنا همچنان از تایید رسمی ایست قلبی یا ارائه گزارش کالبدشکافی خودداری کرده‌اند؛ موضوعی که به شایعات درباره دلایل پنهان مرگ این سیاستمدار پرنفوذ دامن زده است.