کاهش بارشها در کنار رشد جمعیت، وضعیت منابع آبی کشور را به مرز هشدار رسانده است. طبق اعلام سخنگوی صنعت آب، سرانه آب تجدیدپذیر هر ایرانی که در دهههای گذشته حدود ۷۰۰۰ مترمکعب بود، اکنون با کاهشی شدید به کمتر از ۱۲۰۰ مترمکعب سقوط کرده است؛ عددی که نشاندهنده ورود کشور به محدوده تنش آبی است.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از ایسنا، سرانه آب تجدیدپذیر به عنوان سهم هر شهروند از آب طبیعی کشور، یکی از مهمترین شاخصهای جهانی برای سنجش امنیت آبی کشورها به شمار میرود و نشان میدهد هر شهروند چه سهمی از منابع آب طبیعی تجدیدشونده کشور را در اختیار دارد.
بر اساس این شاخص، سرانه آب تجدیدپذیر به مقدار کل منابع آب شیرین تجدیدشونده یک کشور یا منطقه شامل آبهای سطحی و زیرزمینی که هر سال از طریق بارش و چرخه طبیعی آب دوباره جایگزین میشوند، گفته میشود که بر جمعیت همان کشور یا منطقه تقسیم میشود.
واحد اندازهگیری این شاخص، مترمکعب به ازای هر نفر در سال است. فرمول محاسبه سرانه آب تجدیدپذیر به این صورت است که کل منابع آب تجدیدپذیر سالانه بر جمعیت تقسیم میشود. به عنوان مثال، اگر منابع آب تجدیدپذیر سالانه ۱۰۰ میلیارد مترمکعب و جمعیت ۵۰ میلیون نفر باشد، سرانه آب تجدیدپذیر برابر با ۲۰۰۰ مترمکعب به ازای هر نفر در سال خواهد بود.
به گفته کارشناسان بر اساس طبقهبندی جهانی سرانه آب تجدیدپذیر و بر مبنای شاخص فالکنمارک، کشورها در چهار گروه قرار میگیرند:
وضعیت مناسب و بدون تنش آبی: بیش از ۱۷۰۰ مترمکعب به ازای هر نفر در سال
تنش آبی (Water Stress): بین ۱۰۰۰ تا ۱۷۰۰ مترمکعب به ازای هر نفر در سال
کمآبی شدید (Water Scarcity): بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ مترمکعب به ازای هر نفر در سال
کمآبی مطلق (بحران آب): کمتر از ۵۰۰ مترمکعب به ازای هر نفر در سال
در مقیاس این شاخص، مقادیر بالاتر از ۵۰۰۰ مترمکعب به ازای هر نفر در سال نشاندهنده برخورداری بسیار غنی از نظر منابع آب است. همچنین عدد ۱۷۰۰ مترمکعب به ازای هر نفر در سال به عنوان حداقل سرانه قابل قبول جهانی در نظر گرفته میشود.
سرانه آب تجدیدپذیر با میزان مصرف آب هر فرد تفاوت دارد. این شاخص نشان میدهد طبیعت هر سال چه میزان آب در اختیار هر شهروند قرار میدهد، نه اینکه هر شهروند چه میزان آب مصرف میکند. حداقل سرانه مطلوب برای پایداری منابع آب ۱۷۰۰ مترمکعب به ازای هر نفر در سال است و کشورهایی که سرانهای کمتر از این مقدار داشته باشند، وارد محدوده تنش آبی میشوند. اهمیت این شاخص نیز در ارزیابی امنیت آبی کشور، برنامهریزی برای مدیریت پایدار آب، مقایسه عادلانه بین کشورها و حفاظت از منابع برای نسلهای آینده عنوان شده است.
در همین رابطه عیسی بزرگزاده -سخنگوی سنعت آب کشور- در پاسخ به این پرسش که وضعیت شاخصهای آبهای تجدیدپذیر کشور در مقایسه با استانداردهای جهانی چگونه ارزیابی میشود و تا چه حد به مرز تنش آبی نزدیک شدهایم، اظهار کرد: منابع آب تجدیدپذیر طبق تعریف، منابعی هستند که در دورههای بلندمدت بهصورت سالانه تجدید میشوند. این عدد در سالهای دورتر که بارش کشور بیشتر بود حدود ۱۳۰ میلیارد متر مکعب در سال بوده و اکنون به کمتر از ۱۰۳ میلیارد متر مکعب در سال به دلیل تغییر اقلیم و کمبود بارش رسیده است.
وی ادامه داد: از نظر سرانه مصرفی آب، در دهههای ۳۰ و ۴۰ هر ایرانی حدود نزدیک به ۷۰۰۰ مترمکعب در سال به ازای هر نفر آب در اختیار داشت، اما اکنون این عدد بسیار کاهش پیدا کرده و به کمتر از ۱۲۰۰ مترمکعب برای هر نفر در سال رسیده است.
سخنگوی صنعت آب کشور دلیل اصلی این کاهش را افزایش جمعیت دانست و گفت: به هر حال جمعیت کشور اضافه شده و این منابع بین جمعیت بیشتری تقسیم میشود، بنابراین به هر نفر سهم کمتری میرسد. همچنین بخشی از این کاهش نیز ناشی از تغییر اقلیم و کمبود بارشهاست.
بزرگزاده با اشاره به یکی دیگر از شاخصهای مهم حوزه آب افزود: معمولاً در دنیا سعی میشود میزان مصرف از منابع آب تجدیدپذیر حدود ۲۰ درصد باشد و تلاش میکنند این شاخص از ۴۰ درصد بیشتر نشود. متأسفانه اکنون نسبت آب مصرفی به منابع آب تجدیدپذیر در کشور بیش از ۹۰ درصد است؛ یعنی بیش از دو برابر مقادیری که معمولاً در دنیا وجود دارد. این موضوع نشان میدهد بارگذاری آبی که انجام دادهایم بسیار بیشتر از ظرفیتهای اقلیمی کشور است.
وی در ادامه درباره سهم تغییرات اقلیمی و کاهش بارشها نیز توضیح داد: در گذشته متوسط بارش کشور حدود ۲۵۰ میلیمتر بوده، اما اکنون این میزان کمتر شده است. مطالعات مختلف اعداد متفاوتی را نشان میدهند، اما تغییر اقلیم باعث شده بهطور متوسط بارش کشور حدود ۱۰ درصد کاهش پیدا کند؛ هرچند در برخی مناطق این کاهش بیشتر بوده است.
سخنگوی صنعت آب کشور درباره دیگر آثار تغییر اقلیم گفت: افزایش دما موجب افزایش تبخیر و تعرق، افزایش مصرف گیاهان و سایر موجودات زنده شده است. همچنین پراکنش جغرافیایی بارشها تغییر کرده؛ بهطوری که برخی مناطق که در گذشته بارش کمتری داشتند اکنون بارش بیشتری دریافت میکنند و در مقابل برخی مناطق پربارش نسبتاً خشکتر شدهاند یا با پدیده سیلاب مواجه شدهاند.
بزرگزاده افزود: یکی دیگر از پیامدهای تغییر اقلیم، تغییر نوع بارش است؛ به این معنا که در گذشته سهم بیشتری از بارشها بهصورت برف بوده، اما اکنون بارشها بیشتر به شکل باران رخ میدهد. اینها آثاری است که در نتیجه تغییر اقلیم در کشور به وجود آمده و بر شغل و رفاه مردم تأثیرگذار است.


























Friday, 19 June , 2026