گسترش نیوز: سال ۱۳۸۹، زمانی که طرح هدفمندی یارانهها با هیاهوی زیادی کلید خورد، پرداخت یارانه نقدی ۴۵۵۰۰ تومانی به هر نفر، معادل حدود ۴۲ تا ۴۵ دلار بود. این رقم، در آن دوران، نویدبخش یک حمایت واقعی از خانوارهای ایرانی به نظر میرسید؛ حمایتی که قرار بود عدالت را بر سفره مردم بیاورد و از هدررفت منابع انرژی جلوگیری کند. اما حالا، در سال ۱۴۰۴، همان یارانه به حدود ۳ دلار سقوط کرده است. این دو عدد، کافی است تا بفهمیم در این ۱۵ سال، چه بر سر سفره مردم آمده است.
تاریخچه هدفمندی یارانهها؛ وعدههای بزرگ، نتایج کوچک
طرح هدفمندی یارانهها در زمستان ۱۳۸۹ آغاز شد. دولت وقت، با هدف اصلاح نظام یارانههای پنهان انرژی، تصمیم گرفت قیمت حاملهای انرژی را افزایش دهد و در عوض، یارانه نقدی به مردم پرداخت کند. در آن زمان، میانگین قیمت دلار حدود ۱۰۰۰ تومان بود و یارانه ۴۵۵۰۰ تومانی، ارزشی معادل ۴۵ دلار داشت. این رقم، برای خانوارهای کمدرآمد، میتوانست بخشی از هزینههای زندگی را پوشش دهد. اما از همان ابتدا، منتقدان هشدار میدادند که بدون کنترل تورم و نرخ ارز، این یارانه آب خواهد شد.
در سالهای بعد، تغییرات اندکی در مبلغ یارانه رخ داد. در دولت روحانی، یارانه ثابت ماند و تنها برخی دهکهای پردرآمد حذف شدند. در دولت شهید رئیسی، یارانه برای دهکهای اول تا سوم به ۴۰۰ هزار تومان و برای دهکهای چهارم تا نهم به ۳۰۰ هزار تومان افزایش یافت. اما این افزایش اسمی، نتوانست با تورم و کاهش ارزش ریال همگام شود. حالا ارزش واقعی یارانه امروز به یک چهارم سال ۱۳۸۹ رسیده است. اگر در سال ۱۳۸۹، این یارانه میتوانست بخشی از هزینههای غذایی یک خانواده را تامین کند، حالا حتی برای خرید یک وعده غذای ساده کافی نیست.
تورم، تحریم و مدیریت ضعیف اقتصادی
کاهش ارزش دلاری یارانه از ۴۲ دلار به ۳ دلار، مستقیماً نتیجه تورم مزمن و جهشهای ارزی است. از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵، نرخ تورم در ایران میانگین بالای ۲۰ درصد داشته و در برخی سالها مانند ۱۳۹۷ و ۱۴۰۱، به بیش از ۴۰ درصد رسیده است. این تورم، ارزش ریال را نابود کرده و یارانهای که ثابت مانده، عملاً بیارزش شده. برای مثال، در سال ۱۳۹۲، با جهش دلار به ۳۰۰۰ تومان، ارزش یارانه به حدود ۱۵ دلار کاهش یافت. حالا در شهریور ۱۴۰۴، با دلار بالای ۹۰ هزار تومان، یارانه ۴۰۰ هزار تومانی تنها ۴.۴ دلار ارزش دارد.
تحریمهای اقتصادی، نقش کلیدی در این سقوط داشتهاند. از سال ۱۳۹۷ با خروج آمریکا از برجام، تحریمها تشدید شد و درآمدهای ارزی ایران کاهش یافت. این امر منجر به افزایش نرخ ارز و تورم شد، که مستقیماً ارزش یارانه را تحت تاثیر قرار داد. تحریمها نه تنها صادرات نفت را محدود کردند، بلکه باعث افزایش هزینه واردات کالاهای اساسی شدند، که این فشار تورمی را دوچندان کرد.
پول ملی ایران نیز در ۱۵ سال گذشته بیش از ۹۰ درصد ارزش خود را از دست داده و ریال را به یکی از ضعیفترین ارزهای جهان تبدیل کرده است. اگر تحریمها نبودند، شاید دولتها میتوانستند با مدیریت بهتر منابع، یارانه را با تورم تنظیم کنند، اما واقعیت این است که تحریمها بهانهای برای توجیه ناکارآمدیها شدهاند.
علاوه بر این، سیاستهای داخلی مانند چاپ پول بیپشتوانه برای جبران کسری بودجه، نقش بزرگی در تورم داشتهاند. از ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵، نقدینگی در ایران بیش از ۲۰ برابر افزایش یافته، که مستقیماً به کاهش ارزش ریال دامن زده است. انتقاد اصلی اینجاست؛ چرا دولتها یارانه را بر اساس شاخص تورم یا ارزش دلاری تنظیم نکردند؟ این بیتوجهی، یارانه را از یک ابزار حمایتی به یک کمک هزینه بیتاثیر تبدیل کرده است.
فقر بیشتر، نابرابری عمیقتر
مطالعات نشان میدهد که یارانه نقدی در ابتدا مصرف کالاهای اساسی را افزایش داد، اما با گذشت زمان و تورم، این اثر مثبت از بین رفت. خانوادههای دهکهای پایین، که بیشترین وابستگی را به یارانه دارند، حالا با کاهش قدرت خرید روبرو هستند. برای مثال، یک خانواده چهارنفره دهک اول، با ۱.۶ میلیون تومان یارانه، نمیتواند حتی یک چهارم از سبد غذایی ماهانه را تامین کند، در حالی که هزینههای زندگی بیش از ۲۰ میلیون تومان است.انتقاد تندتر این است که یارانه همچنان به دهکهای بالا پرداخت میشود، در حالی که ثروتمندان از یارانههای پنهان انرژی بیشتر بهره میبرند. این نابرابری، فقر را تشدید کرده و منجر به افزایش شکاف طبقاتی شده است.
چرا این چرخه ادامه دارد؟
سیاستگذاران، به جای تنظیم یارانه با واقعیتهای اقتصادی، به پرداختهای اسمی بسنده کردهاند. این رویکرد، انتقادهای زیادی را برانگیخته است. در کشورهای موفق مانند کویت، یارانهها با درآمدهای نفتی تنظیم میشوند و ارزش واقعیشان حفظ میشود. اما در ایران، تحریمها و سوءمدیریت، این امکان را از بین بردهاند. علاوه بر این، ایراد در توزیع یارانهها مانند پرداخت به افراد غیرنیازمند یا هدررفت در یارانههای پنهان، منابع را تلف کرده است. طرحهایی مانند کالابرگ الکترونیکی هم نتوانستهاند جایگزین مناسبی باشند، زیرا همچنان با تورم دست و پنجه نرم میکنند.
زمان تغییر است
از ۴۲ دلار به ۳ دلار؛ این سقوط، نماد شکست سیاستهای اقتصادی ایران در ۱۵ سال گذشته است. تورم، تحریم و مدیریت ضعیف، سفره مردم را خالی کرده و عدالت را زیر سوال برده. اما این پایان نیست؛ با اصلاحات واقعی، میتوان یارانه را به ابزاری موثر تبدیل کرد. مردم ایران شایسته حمایت واقعی هستند، نه وعدههای پوچ. اگر سیاستگذاران گوش شنوا داشته باشند، شاید سفرهها دوباره پر شود.
امیر خیرخواهان